لطف خداوند...
در صدر اسلام ، روزي مردي از مسلمين، از خانه ي خودش بيرون آمد. در راه، دختري را ديد كه لباسي زيبا بر تن داشت و در كنار ديواري نشسته بود. وي كه شيفته ي جمال دخترك شده بود، در كنارش نشست و به او خيره شد. دختر از جا برخاست و به راه خود رفت.آن مرد هم به تعقيب دختر پرداخت و در بين راه، دست به گونه ي وي برد. دختر از دست او گريخت و آن مرد همچنان چشم به جمال دختر دوخته بود و به دنبال او مي رفت.
ناگهان صورتش به ديواري اصابت كرد و خراشيده و مجروح شد. در اين لحظه او به خودش آمد و فهميد كه اين صدمه،پيامد كار زشت او بوده است.
ناگهان صورتش به ديواري اصابت كرد و خراشيده و مجروح شد. در اين لحظه او به خودش آمد و فهميد كه اين صدمه،پيامد كار زشت او بوده است.
پس به نزد رسول خدا(ص) آمد و داستان را به عرض آن حضرت رساند. پيامبر (ص) به او فرمودند:
خداوند به تو لطف كرده كه پيامد گناهت را در اين جهان به تو رسانده است. زيرا خدا اگر بدي كسي را بخواهد، پيامد عملش را به قيامت مي افكند و چون خير كسي را بخواهد، در اين جهان، وي را به كيفر گناهانش دچار مي سازد.

• بسياري از حوادث و فشارها و مشكلاتي كه در زندگي فردي و اجتماعي به وجود مي آيد، بر اثر گناه انسانها و نهايتا مصلحت الهي براي آزمايش و عبرت گيري و بازگشت افراد به خويشتن است.
باشد تا هر كدام از ما، با بصيرت و دقت در اعمال و رفتار خود، نسبت به زدودن گناهان و ترويج معروف ها در جامعه بكوشيم تا ان شاءالله رحمت الهي و بركات او بيشتر، نصيبمان شود.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۰ ساعت 11:40 توسط محمدرضا
|
در صورت برخورداری از بصیرت، دشمنان در غبار آلودگی فتنه نمی توانند ملت را گمراه کنند یا به اشتباه بیاندازند.