در جريان جنگ جمل، عاقبت طلحه و زبير كه از خواص و بزرگان دوران پيامبر بودند، بسيار عبرت آموز بود.
قبل از شروع جنگ، در حالي كه لشكر جمل، ظاهري پرقدرت داشت، حضرت علي(ع) بارها با اصحاب جمل، اتمام حجت كرده و آنها را به ترك جنگ و اطاعت از ولي امر، فرا خواند. در آخرين مرتبه ، اميرالمؤمنين(ع) شخصا با طلحه و زبير ديدار فرموده وآنها را به صلاح، فرا خواند.
اما زبير كه تحت تاثير پسر منحرف خود قرار داشت و طلحه كه تحت وسوسه ي نفس و حب جاه و مقام و ثروت بود، تن به صلح و تبعيت از علي(ع) نداده و وارد جنگ شدند.
علي(ع) در هنگام جنگ، باز هم لشكر جمل را موعظه فرمود و هنگامي كه فايده نبخشيد و درگيري آغاز شد، سپاه علي(ع) در اندك زماني به پيروزي دست يافت. در همين حال، زبير، در حالي كه به فرزندش ناسزا مي گفت، عنان اسب خود را كشيد و فرار كرد ، اما در بين راه، مردي بدنبالش روان شده و او را به قتل رساند.
طلحه نيز در ميدان جنگ، با تيري از جانب مروان حكم كه درلشكر خودش قرار داشت، زخمي شد و در حالي كه غلامش پيكر او را فراري مي داد و از خدا طلب بخشش مي كرد در يكي از ويرانه هاي بصره، جان سپرد.

 

عاقبت درگيري و مقابله با ولي خدا ، جز خذلان و نابودي و سرافكندگي و پشيماني نيست و امكانات فراوان لشكر دشمن نيز، در پيروزي آنان نقشي نخواهد داشت. بزرگان و خواص نيز بايد مراقب مواضع و نزديكان و فرزندان و وسوسه هاي مادي و نفساني خود باشند.